تبلیغات
دلســــــوخته - مطالب مطلب درمورد تنهایی
تاریخ : چهارشنبه 7 اسفند 1392 | 06:42 ب.ظ | نویسنده : محمد
"مرد" که باشی ...
نه چهره ی زیبا میخواهی ،
نه اندام برجسته !

بلکه یک قلب می خـــــواهی که فقط و فقط برای تو باشد ...




طبقه بندی: درس مردونگی، مطلب درمورد تنهایی،

تاریخ : پنجشنبه 14 آذر 1392 | 06:45 ب.ظ | نویسنده : محمد

روزهای بدی در زندگی آدم می رسد

 
که هیچ کسی حتی نمی پرسد:

 "
خوبی ؟ "

 
برای چنین روزهای بدی

 
نیاز به یگانه مهربانِ دلسوزی داری

به شرطی که در روزهای خوب فراموشش نکرده باشی


 
و نامش چه زیباست ...

 
خــــدا ...




طبقه بندی: مطلب درمورد تنهایی،

تاریخ : پنجشنبه 14 آذر 1392 | 05:37 ب.ظ | نویسنده : محمد
امان از این بوی پاییز و آسمان ابری !

که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچکس. . .

فقط میدانی که هر چه هوا سردتر میشود ،

دلت آغوش گرمتری میخواهد




طبقه بندی: مطلب درمورد تنهایی،

تاریخ : پنجشنبه 14 آذر 1392 | 05:33 ب.ظ | نویسنده : محمد
تا روزی کــه بــود،

دســت هــایــش بــوی گــل ســرخ مــی داد!

از روزی کــه رفــت

گــل هــای ســرخ

بــوی دســت هــای او را مــی دهنــد . . .




طبقه بندی: مطلب درمورد تنهایی،

تاریخ : جمعه 13 اردیبهشت 1392 | 12:41 ب.ظ | نویسنده : محمد

خدایا یک مرگ بدهکارم و هزاران ارزو طلب کار

خسته ام یا طلبم را بده یاطلبت رابگیر....




طبقه بندی: مطلب درمورد تنهایی،

تاریخ : چهارشنبه 21 فروردین 1392 | 09:55 ق.ظ | نویسنده : محمد
 

خداحافظ...

خداحافظ...همین حالا

خداحافظ...به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

 

 خداحافظ...کمی غمگین به یاد اون همه تردید

 

 به یاد اون آسمانی که منو از چشم تو میدید

 

خداحافظ...از اینجا که پر از غمه خسته شدم میخوام برم

 

اگه یه روز دردهای دنیا بریزه تو قلب من

ستاره ها خاموش بشن تو آسمون شب من

من میمیرم.....دیگه میرم

پس بدونید من رفتم ...

چون از اون که دوستش دارم خیلی دورم

دل بیا بریم ... از عشق دیگه نگیم

درد عشقی که کشیدیم جز خدا به کسی نگیم...

خداحافظ ...ای شب های خوشی

دوباره اون شبی که دوست دارم اومد.....

شب های تنهایی.....

برو ای مرد که دوباره تنهایی.....




طبقه بندی: مطلب درمورد تنهایی،

تاریخ : چهارشنبه 14 فروردین 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : محمد
درخت با برگ های خشک و شاخه های شکسته هم هنوز درخت است …
آدم اما “دلش که بشکند” ، دیگر آدم نمی شود !



طبقه بندی: مطلب درمورد تنهایی،

تاریخ : جمعه 9 فروردین 1392 | 11:24 ق.ظ | نویسنده : محمد

قلم به دست گرفته ام!!خنده دار نیست؟

می نویسم
پاک می کنم
از نو می نویسم
خط می کشم،...گریه می کنم
خسته از هر مصرع و بیتی
چشم بر می بندم از دفتر
بگذار تا سپیدی کاغذ
حکایت کند از اندوهی که نتوانستم
حتی بیانش کنم




طبقه بندی: مطلب درمورد تنهایی،

تاریخ : جمعه 9 فروردین 1392 | 11:18 ق.ظ | نویسنده : محمد

وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن




طبقه بندی: مطلب درمورد تنهایی،